در این جهان به جز ما کسانی هستند که حس آنها و بنابراین « حقایق » آنها با ما یکی نیست . در یکی از نمایشنامه های پیراندلو ،خانم سینی می گوید : « تنها چیزی را باور دارد که دیدگانش ببیند و انگشتانش لمس کند » . لودیسی در پاسخ می گوید : « شما باید با کسان دیگری نیز که با دیدگان خود می بینند و با انگشتان خود لمس می کنند احترام بگذارید حتی اگر درست مخالف آنچه شما می بینید و لمس می کنید ببینند و لمس کنند » .... حقیقت گنبدی است از شیشه های رنگارنگ گه از هر گوشه آن ترکیبی دیگرگون از رنگها دیده می شود .
لذات فلسفه ، ویل دورانت ، ص 26
به نظر می رسد یکی از مهم ترین و شاید با اندکی اغماض اصلی ترین ، چیزی که باعث شده است غرب و انسان غربی بتواند با وجود اختلاف نظر و سلیقه گسترده ، در کنار دیگر همنوعان خود ، حیاتی با کمترین تنش ها و ستیزهای عقیدتی داشته باشد اعتقاد به مسئله ای است که ویل دورانت در بالا آن را بیان کرده است . آنچه گفته شد ریشه اصلی کثرت گرایی است که می تواند در زمینه مسائل عقیدتی ، سیاسی و فرهنگی تاثیراتی اساسی در حیات نوع بشر داشته باشد . در نتیجه اعتقاد به کثرت گرایی است که در زمینه عقیدتی گروههای مختلف اعم از مومن و ملحد و شیطان پرست و خلاصه هر فرقه ریز و درشتی ، در کنار هم و با آرامش و آسایش به زندگی مشغولند و کمتر نشانی از جنگ ها و خونریزی های ناشی از نبرد اندیشه وجود دارد . در حالی که در شرق و یا برخی از کشورهای توسعه نیافته غربی همچون یوگسلاوی سابق ، شاهد نزاع های خونین قومی و قبیله ای و اعتقادی هستیم . در بیشتر کشورهای مسلمان نیز حذف و طرد فیزیکی و کشتار گروههای عقیدتی مخالف نیز نه تنها به صورت علنی وجود دارد بلکه از زاویه تعلیمات دینی شان نیز امری پسندیده است .
این عدم تحمل عقیده مخالف که در نتیجه عدم اعتقاد به کثرت گرایی همه جانبه به وجود می آید کار را به جایی می رساند و طرد و حذف دگر اندیشان را آن چنان گسترده می کند که نزدیک ترین گروه قرائت رسمی از دین و یا اعتقادات حاکم را شامل می شود . به نحوی که مثلا مذاهب و یا فرقه هایی همچون تشیع و تسنن را که هر دو از سرچشمه ای واحد جاری شده اند در مقابل همدیگر قرار داده و طرفین را به طرد و تکفیر دیگری وادار می کند . برای همین است که مثلا در کشوری همچون ایران که حاکمیت در اختیار دولتی شیعی است ، اقلیت سنی نه تنها هیچ یک از پست ها و مقامات حکومتی را در اختیار ندارند بلکه در زمینه انجام بسیاری از مراسمات و مناسبات خود نیز در محدودیت و تنگنا قرار دارند .
در زمینه مسائل سیاسی ، عدم اعتقاد به کثرت گرایی موجب می شود تا گروههای سیاسی با برحق دانستن خود و گمراه و برخطا دانستن دیگران ، ضمن اینکه در راه کسب قدرت سیاسی دست یازیدن به هر روشی را برای خود مباح می دانند بلکه از تقسیم قدرت بر اساس میزان پایگاه سیاسی و اجتماعی احزاب و گروههای دیگر خودداری می ورزند . در حالی که در بسیاری از کشورهای مدرن و توسعه یافته که کثرت گرایی همه جانبه رادر زندگی خود پذیرا شده و ضمن باور به آن ، به صورت عملی نیز آن را اجرا می کنند قدرت سیاسی بر اساس میزان پایگاه احزاب سیاسی تقسیم شده و کشور با مشارکت همه این گروهها اداره می شود . به عنوان مثال چه بسا حزب پیروز در انتخابات با ملاحظه پایگاه نیرومند طرف مقابل و به منظور استفاده از توان مدیریتی حزب مخالف چندین کرسی کابینه را به آن واگذار کرده و آن ها را نیز در اداره کشور سهیم و دخیل می کند .
این اتفاق در کشورهای توسعه نیافته ، نه تنها حتی در عالم خواب و خیال هم اتفاق نمی افتد بلکه گروه حاکم ، اقلیت مخالف خود را آنچنان در تنگنا و منگنه قرار می دهد که امکان زندگی روزمره به عنوان شهروندان عادی و نه فعالین حزبی و سیاسی از آنان سلب می شود . اخراج مخالفان از سمت های اجرایی حتی تا سطح کارشناسی ، قطع حقوق و مقرری اداری آنان ، عدم امکان برخورداری از حقوق شهروندی از جمله حق ادامه تحصیل ، آزادی بیان ، آزادی شغل ، آزادی مهاجرت و .... جز خانه نشینی و دوری گزیدن از فعالیت های سیاسی و اجتماعی دستاورد دیگری برای آنان حاصل نخواهد کرد .
اتخاذ رویکردی نوین به حقیقت و پرهیز از دگم اندیشی و باور به کثرت گرایی و در نتیجه تحمل و تکریم عقیده مخالف و پرهیز از حذف فکری و فیزیکی مخالفان ، آن چیزی است که مرحله گذار از دولت های توسعه نیافته اقتدارگرا را به دولت مدرن و توسعه یافته ، با کمترین تنش و در نهایت آرامش انجام خواهد داد ؛ در غیر این صورت چرخه باطل جنگ های فرسایشی عقیدتی ، طولانی تر شدن فرایند گذار را باعث شده و عقب ماندگی همه جانبه را برای کشورهای توسعه نیافته به دنبال خواهد داشت .
