تبليغاتX
دن کیشوت - نوروز در محاق

دن کیشوت

طعم گس شخصیت من

نوروز ، این جشن ملی ایرانی ، به آرامی در حال از بین رفتن است . حکومت اسلامی در ایران ، هر چند از نوروز و سایر جشن ها و رسوم ایرانی ، دل خوشی نداشته است ؛ با این همه و در این سالها ، از مخالفت مستقیم با نوروز باستانی خودداری می کرد و در ظاهر ، آن را تکریم می نمود ؛ اما در چند سال گذشته و مخصوصا با ظهور بنیادگرایان دینی و تندروهای مذهبی که نمود و نماد مشخص آن « پدیده احمدی نژاد » ، این « معجزه بزرگ هزاره سوم » است مخالفت با نوروز و فرهنگ باستانی ایران در زیر نام اسلام ، سمت و سوی جدی تر و رنگ و بوی جدیدتری گرفته است .

سابقه مخالفت علنی با نوروز در پوشش اسلام و فرهنگ شیعی به بیش از یک دهه پیش بر می گردد  که شیخ مهدی خزعلی ( ابا دارم وی را آیت الله بنامم ) با تأسیس بنیاد بین المللی غدیر تلاش کرد تا عید غدیر را که از اعیاد مذهبی شیعیان است به عنوان عید ملی ایرانیان ، جایگزین نوروز کند . وی در سخنرانی ها و برنامه های خود رسما از این ایده سخن گفته و می گوید . بودجه ای که سالیانه از سوی حکومت اسلامی به  این نهاد مذهبی اختصاص می یابد رقم بسیار چشمگیری است که از سوی متولیان آن صرف تبلیغ غدیر و پیام آن می شود .

هشت سال دولت اصلاحی خاتمی و باز شدن فضای باز  سیاسی موجب شد تا با ترویج فرهنگ باستانی ایران در مطبوعات بسیاری از جشن و مناسبت های ایرانی که بیم فراموشی آنان می رفت بار دیگر در ذهن ایرانیان زنده شود و این چیزی نبود که خوشایند حکومت اسلامی و مخصوصا متولیان بنیاد غدیر باشد . آنان به دنبال زمان مناسبی برای پیگری ایده « حذف نوروز » بودند و روی کار آمدن  دولت پوپولیستی احمدی نژاد و به قدرت رسیدن تندروهای افراطی مذهبی و همچنین برگزیدن شخصی همچون صفارهرندی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و شخصیتی نظامی مثل ضرغامی به ریاست سازمان عریض و طویل صدا و سیما ( بنگاه سمع و بصر )  فرصت و زمینه مساعد را در اختیار آنان گذاشت . امروزه دیگر مخالفت با نوروز نه تنها نیاز به حرکت زیر پوستی ندارد بلکه با قاطیعت و جدیت و بی هیچ خجالتی ، رسمی و علنی شده است .

صرف نظر از قالب نمودن دعای معروف « یا محول الحول و الاحوال ... » به فرهنگ باستانی نوروز ، حکومت اسلامی به موازات تلاش در جهت جایگزینی غدیر با نوروز ، کوشیده است تا با پخش پیام های نوروزی رهبران مذهبی و اجرایی کشور که متضمن مفاهیم دینی و مذهبی است ، رنگ و بویی مذهبی به نوروز ببخشد . این نکته در پیام های نوروزی رهبر مذهبی و نیز رئیس جمهور ایران در نوروز امسال کاملا چشمگیر بود . اولی در ابتدا تلاقی نوروز با میلاد آخرین پیامبر الهی ، به فال نیک گرفت و آن را به امام غایب شیعیان و در آنتها به مردم تبریک گفت و دومی نوروز را عید پیامبران الهی و فلسفه آن را انتظار ظهور امام آخر شیعیان دانست . در کنار آن ، نامگزاری سال جدید ایرانی ، کم کم به سنتی دائمی تبدیل شده است . نام هایی که همه برامده از فرهنگ مذهبی ( سال امام علی ، سال پیامبر اعظم و ... ) و یا اغراض سیاسی ( سال اتحاد و انسجام اسلامی ( منظور از اتحاد اسلامی اتحاد اصولگرایان برای مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم بود ) ، سال نو آوری و شکوفایی ( اشاره به موضوع هسته ای ایران ) و ... ) است .

امسال برای اولین بار و به هنگام تحویل سال نوی ایرانی ، خبری از موسیقی معروف ، دلنشین و سنتی ایرانی ( ساز – سرنا و دهل ) نبود . سال تحویل شد بدون اینکه ایرانیان از تحویل آن آگاه شوند . در این میان پخش برنامه های مذهبی و تاکید و بزرگ نمایی تلاقی نوروز و میلاد حضرت محمد ( ص ) نوروز را کاملا در محاق قرار داد . تردیدی نیست که در سال آینده  ، بخش ای دیگری از نوروز و دیگر سنت های باستانی ایرانیان ، حذف و طرد خواهد شد . در این میان مانده ایم که این گونه مخالفت با نوروز در کنار ثبت ملی آن که اخیرا اتفاق افتاد چگونه قابل توجیه است ؟ باید منتظر ماند و دید که برنامه آتی آنان چیست ؟

نکته ای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که مردم نیز در به وجود آمدن زمینه های مساعد برای بی توجهی و مخالفت با نوروز از سوی حکومت بی تقصیر نیستند . امسال که برای تعطیلا نوروز به شهرستان مسافرت کرده بودم افراد زیادی را مشاهده کردم که سال تحویل را در مساجد به خواندن زیارت عاشورا و سایر ادعیه های مذهبی ، سپری می کردند و یا راهی گورستان ها و سایر اماکن مذهبی و دینی شده بودند . وقتی که ما چهارشنبه سوری را به عنوان جشنی کهن و قدیمی که فلسفه ای چشمگیر در پشت سر دارد و پیش درآمدی بر نوروز به شمار می رود تبدیل به شبی و یا هفته ای وحشت زا می کنیم و به جای پاسداشت و برگزاری آرام ، منطقی و شادمانه آن ، آن را عرصه تخریب اموال عمومی و خصوصی و تعرض به آسایش و امنیت شهروندان می کنیم علنا و عملا از حکومت خواسته ایم که آن را محدود و حذف نماید . من به هیچ وجه با کسانی که چهارشنبه سوری و حواشی آن را نوعی « مقاومت فرهنگی » می دانند موافق نیستم . اینگونه نیست که چون حکومت با چهارشنبه سوری مخالف است مردم آن را اینگونه برگزار می کنند . شاید این موضوع در اوایل انقلاب و دهه شصت صادق بود ولی واقعیت این است از وقتی که چهارشنبه سوری تبدیل به چهارشنبه سوزی شد ورق هم برگشت .

دوستداران واقعی نوروز و فرهنگ کهن و باستانی ایرانی ، وظیفه ای سنگین بر دوش دارند . وظیفه ای که در صورت هرگونه اهمال در انجام آن ، بی تردید سرزنش و بازخواست آیندگان را در پی خواهد داشت و آن وظیفه تلاش در جهت حفظ آداب و سنن اصیل و مخصوصا نوروز و سایر جشن های دل انگیز ایرانی و زدودن آن از هر گونه آرایه های دینی و مذهبی است . در غیر این صورت دیری نخواهد گذشت که نوروز به قصه های و افسانه ها خواهد پیوست .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 9:34  توسط م . آزاد  |