این همه راه بکوبی و بری دهاتتون تا تعطیلات نوروز رو با دوستانت خوش باشی ؛ اونوقت ببینی که هر کدوم از اونا به طرفی رفتن و ... مجبوری که تموم روز رو تو خونه حبس بشی . همین باعث شد که روز سوم ، برگردم و تخته گاز و بی توقف تا تهرون رانندگی کنم . نوروزی به این کسلی و مسخرگی تو زندگیم ندیده بودم . اصلا نفهمیدم کی اومد و کی رفت ؟ خداییش اگه خوشحالی دیدار خونواده نبود حتما می گفتم : ای لعنت به تو نوروز بی معرفت 87
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 11:26  توسط م . آزاد
|
