- از شما بعید است که علی رغم آگاهی از اینکه انتخابات در حکومت اسلامی ایران نه منصفانه است ، نه عادلانه و نه رقابتی ؛ باز هم در انتخابات ( مجلس هشتم ) شرکت کرده اید . وقتی شما که مثلا علوم سیاسی هم خوانده اید فریب بازی آقایان را می خورید ، وای به حال دیگران ....
این آشناترین جمله ای بود که فردای پس از برگزاری انتخابات مجلس هشتم از زبان دوستان شفیق و حتی یاران گرمابه و گلستان که سالها افتخار همصحبتی با آنها را داشته ام شنیدم . بیشتر دوستان در انتخابات مذکور و مذبور ، شرکت نکرده بودند . اکثر این دوستان ، خود از فعالین سیاسی و دانشجویی سالهای « اصلاحات » بودند و اکنون به هر دلیل یا سرگرم زندگی روزمره شده اند و یا کنج عزلت برگزیده اند و معتقدند که : « جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است .... » . تکان دادن سر و سکوت کردن ، که نشان از تأسف و تأثر بود و یا زبان گشودن به شماتت و سرزنش و گفتن سخنانی که در بالا آمد ؛ عکس العمل یاران بود در برابر شنیدن حضور یکی از دوستان خود ( اینجانب دن کیشوت معلوم الحال ) در انتخابات .
بله . من در انتخابات مجلس هشتم شرکت کرده و به لیست « ائتلاف اصلاح طلبان » ( یاران خاتمی ) رای داده بودم . این حضور در نتیجه روزها تفکر و سبک و سنگین کردن شرایط ، صورت گرفت . با علم به اینکه :
1) این انتخابات و اصولا اکثر انتخابات در جمهوری اسلامی ، با بسیاری از موازین و ساز و کارهای دموکراسی و دموکراتیک همخوانی ندارد .
2) هیأت های اجرایی ( منسوب دولت ) بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب را رد صلاحیت نموده بودند .
3) هیأت های اجرایی هم نقش پلیس خوب و پلیسس بد را بازی کردند .
4) شورای نگهبان ، نگهبانی از برد اصولگرایان را بر عهده داشت .
5)بیش از 200 کرسی مجلس قابل رقابت نبود .
6) زمین بازی به نفع جریان اصولگرا شیب داشت .
7) داوران بازی ( وزارت کشور و عواتمل اجرایی و شورای نگهبان و عوامل نظارتی ) ، نسبت به جریان اصولگرا ، جانبدارانه عمل می کردند .
8) کاندیداهای اصولگرا ، تبلیغات زودهنگام داشتند و شورای به ظاهر نگهبان ، نسبت به این تخلفات چشم پوشی می کرد .
9) بالاترین مقام مذهبی و سیاسی کشور ، به صراحت از جریان اصولگرا حمایت و از جریاناتی که به زعم وی مورد حمایت امریکا قرار داشتند ( اصلاح طلبان ) انتقاد می کرد .
10) حتی اگر اکثریت قاطع مجلس هم در اختیار اصلاح طلبان قرار می گرفت باز هم همانند مجلس ششم که صرف نظر از مجلس ، دولت هم در اختیار آنان بود نمی توانستند کاری از پیش ببرند .
پس چرا در انتخابات شرکت کردم ؟
در آن ایام پیش از انتخابات ، من معتقد بوده و کمابیش هم هستم که انتخابات مجلس هشتم :
اولا : پیش درآمدی برای انتخابات آتی ریاست جمهوری است .
دوما : اصولگرایان مجلس هشتم را از پیش قبضه کرده اند و در آن تردیدی نیست .
سوما : رقابت اصلی در آن ، بین اصلاح طلبان و اصولگرایان نیست .
چهارما : با منتفی شدن رقابت اصلاح طلبان و اصولگرایان ، رقابت اصلی بین اصلاح طلبان پیشرو ( یاران خاتمی ) و اصلاح طلبان حکومتی ( یاران کروبی ) است .
پنجما : رای به یاران خاتمی در حقیقت نفی حامیان کروبی و شکست اصلاحات حکومتی است .
ششما : شکست احتمالی یاران کروبی و حزب اعتماد ملی ( همانگونه که اتفاق افتاد ) در حقیقت پیروزی اصلاح طلبی حقیقی و در نتیجه منصرف شدن آنان ( کروبیان ) از ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم و یا حداقل تبعیت از نظر اصلاح طلبان واقعی است .
هفتما : احزاب اصلاح طلبی که اینجانب به آنان تعلق خاطر دارم انتخابات را تحریم نکرده و لیست انتخاباتی ارائه داده بودند . بدیهی است من معتقدم تحریم انتخابات ، تنها در صورتی نتیجه خواهد داد که از طریق سیستم و نظامات حزبی صورت گیرد وگرنه تحریم پراکنده انتخابات توسط افراد ، راه به جایی نخواهد برد .